السيد الطباطبائي
108
مجموعه رسائل ( فارسى )
الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها » . « 1 » پس آشكار گشت كه حيات ايشان همراه نور است كه با آن نور در ميان مردم گردش و رفت و آمد مىكنندو با آنان معاشرت دارند . و از آنجا كه معاشرت از طريق قوا و حواس انجام مىگيرد پس ايشان داراى حيات نورانى و حواس و قواى ربانى هستند . باز خداوند سبحان فرموده است : « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا » . « 2 » پس روشن مىشود كه اين نور يك روحى است كه داراى عقل و فهم بوده و از عالم امر است ، چنانكه مىفرمايد : « أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ » . « 3 » سپس خداوند سبحان خبر داده است كه ايشان را به نور خويش هدايت خواهد كرد و اين « نور على نور » است ، يعنى نور بر روى نور ، و نورى است كه آسمانها و زمين با آن روشن گشته است كه خداوند فرموده است : « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » . « 4 » سپس به اين نورى كه آسمانها و زمين را روشن كرده است مثل زده و فرموده
--> ( 1 ) . آيا كسى كه مردهء [ جهل و ضلالت بود ] ما او را زنده كرديم و به او روشنى علم و ديانت داديم كه با آن روشنى ميان مردم سرافراز رود مثل او مانند كسى است كه در تاريكىها فرو شده و از آن به در نتواند شد ( 2 ) . و همين گونه ما روح ( فرشتهء بزرگ ) خود را به فرمان خويش براى وحى به تو فرستاديم و از آن پيش كه وحى رسد نه دانستى كتاب خدا چيست و به فهم كردى كه راه ايمان و شرع كدام است و ليكن ما ، آن كتاب و شرع را نور ( وحى و معرفت ) گردانيديم كه هر كس از بندگان خود را بخواهيم به آن نور هدايت مىكنيم ( 3 ) . اين مردم پايدارند كه خدا بر دلهايشان نور ايمان نگاشته و به روح قدس الهى آنها را مؤيد و منصور گردانيده است ( 4 ) . خدا نور ( وجود بخش ) آسمانها و زمين است